تبلیغات
best-novel - تعریف شما از ترجمه چیست?
سه شنبه 29 آبان 1397  08:33 ب.ظ

  بر خلاف باور عموم ترجمه به هیچ وجه برگرداندن یك متن از یك زبان به زبانی دیگر نیست بلكه ترجمه داد و ستد فرهنگ، اندیشه، هنر و ادبیات است. ترجمه یك تخصص است كه نیاز به سه چیز دارد: 

 1) تسلط به زبان مادری- تسلط به زبان خارجی متن 3) آشنایی با اندیشه،4) قیمت ترجمه  افكار و تاریخ ادبیات حاكم بر متن. ترجمه محتاج دانستن و احاطه كامل بر زبان مبدا و زبان مقصد است و مترجم باید بر ادبیات هر دو زبان مسلط باشد. در ترجمه متنی از یك زبان با متنی از زبان دیگر جایگزین می شود. در ترجمه ذهن مترجم جایگزین ذهن نویسنده می شود و یك مترجم خوب فردی است كه بتواند نشانه های كلامی و مفاهیم را به درستی جایگزین كند. ترجمه صرفا انتقال اطلاعات نیست بلكه مترجم باید درك خواننده را هم در نظر داشته باشد و بتواند ظرایف زبان فارسی را هم در آثارش به كار گیرد.   به جایگاه ترجمه در تبادل فرهنگی اشاره كردید. ممكن است توضیح دهید كه ترجمه تا چه حد فرهنگ و غنای ادبی یك كشور را تحت تاثیر قرار می دهد؟ بله . مترجم با زبان و فرهنگ پیوندی عمیق دارد. یكی از عوامل پیشرفت های پزشكی، اقتصادی و ... در ایران تبادل فرهنگی حاصل از ترجمه بوده است. اگر دقت كرده باشید امروزه بسیاری از نویسندگان از آثار كشورهای غربی در داستان نویسی یا سرودن شعر تقلید می كنند. دلیل آن هم روشن است، كشورهای غربی كه به لحاظ سیاسی و اقتصادی قوی تر هستند امكانات بیشتری دارند. بدین ترتیب شكوفایی ادبی هم در این كشورها بیشتر به وجود می آید و آثارشان را برای ترجمه به كشورهای ضعیف تر ادبی صادر می كنند. ایران با اینكه به غنای ادبی مشهور است اما در قرن های اخیر از این غنای ادبی عقب مانده و در حال پسرفت است. اگر ترجمه نباشد ما نمی توانیم بررسی كنیم كه ما كجائیم و آنها كجا.   تا جایی كه می دانیم حوزه فعالیت شما ترجمه شعر است. ممكن است نظر شخصی خود را در مورد ترجمه شعر بیان كنید؟ آیا ترجمه شعر را فعالیت علمی می دانید یا یك فعالیت ادبی؟ خوب سوال سختی است. در باب ترجمه شعر نظریه های متعددی مطرح است مثلا یك عده معتقد اند كه شعر ترجمه پذیر است و عده ای دیگر معتقدند كه شعر ترجمه پذیر نیست و عده ای دیگر معتقدند كه شعر باید باز سرایی شود . هرسه دیدگاه تا حدی درست است چون در ترجمه شعر ما موفق می شویم كه معنا را منتقل كنیم اما نشانه های زبانی و موسیقی كلام از بین می رود و در مورد بازسرایی هم به نظرم مترجم هرچه قدر هم كه بر ابزار كار مسلط باشد ، حاصل كار چیز دیگری می شود یعنی متنی متفاوت با اصل. بنده با هیچ كدام از دیدگاههای بالا در ترجمه موافق نیستم چون مهم ترین اصل را در ترجمه شعر بر پایه مفهوم شعر می گذارم و سعی می كنم آن مفهوم را با در نظر گرفتن ملاحظات زیبایی شناختی و تعهد به روح اثر و وفاداری به متن اصلی شعر را ترجمه كنم. معتقدم زبان شعر هر چه به زبان مردم نزدیك تر باشد لذت خواندن افزایش می یابد و هم چنین مفهوم و روح اثر به سرعت به خواننده منتقل می شود و متن ترجمه شده قابلیت ارتباط با خواننده را خواهد داشت. ترجمه ادبی هم یك فعالیت علمی است و هم یك فعالیت ادبی چون مترجم باید متن را از لحاظ علم ادبیات، نشانه شناسی و زبان شناسی با معیارهای زبانی بررسی كند و آن را به شكلی وفادارانه و زیبا عرضه كند. نحوه ی چیدمان واژگان باید به صورتی باشد كه هم قابل درك باشد و هم بتواند روح شعر و مفاهیم آن را به خواننده منتقل كند.   آیا به نظر شما نرم افزارهای ترجمه كه امروز در بازار موجود است تاثیری بر كیفیت ترجمه داشته است؟ آیا شما استفاده از چنین نرم افزارهایی را در ترجمه مفید می دانید؟ نرم افزارهای ترجمه به هیچ عنوان در ترجمه ی ادبی به كار نمی آید. یك نرم افزار چگونه می تواند روح اثرادبی را درك كند؟ مترجم خوب باید به اندازه ی یك نویسنده خوب خلاقیت داشته باشد. ترجمه كار خلاقانه است و هرگز رایانه یا نرم افزار نمی تواند جای یك انسان خلاق را بگیرد. ممكن است این نرم افزارها در سرعت پیدا كردن معانی لغات مفید باشند ولی نحوه ی چیدمان واژگان است كه خلاقیت مترجم را می طلبد و هنر یك مترجم ادبی را از یك نرم افزار ترجمه مجزا می سازد.   آموزش ترجمه در دانشگاه را چگونه ارزیابی می كنید؟ یعنی نقش دانشگاه و اساتید در ارتقاء كیفی ترجمه به چه صورت است؟ البته رشته تحصیلی من در دانشگاه ادبیات و زبان انگلیسی بوده اما هیچ فرقی نمی كند به هر حال شاخه ای از رشته ی زبان است و دردها همه مشترك. با تمام پیشرفت هایی كه ترجمه ادبی در سالهای اخیر داشته ، اما دانشگاهها نقش چندانی در افزایش كیفی آن نداشته اند. تنها واحدهایی درسی با نام ترجمه وجود دارد ولی عملا هیچ راهكاری به دانشجویان نشان داده نمی شود و متاسفانه بسیاری از اساتید كه این درس ها را ترجمه می كنند خود مترجم نیستند. خوب استاد یا دانشگاهی كه راهكاری به دانشجو ارائه نمی دهد چه تاثیری بر ارتقاء كیفیت ترجمه می تواند داشته باشد؟ من گاهی اساتید خود را افرادی خطاب می كردم كه دانش ادبی خود را در جیب های خود گذاشته و وارد كلاس می شدند و تنها از دانشجو توقع داشتند كه فعال باشد. در حالیكه بسیاری از آنها دانش خود را با آثار ادبی به روز نمی كردند. گاهی این فاصله میان دانشجویان و اساتید مسن تر به ویژه در زمینه ادبیات پست مدرن كاملا محسوس است. به قول دوست عزیزی كه می گفت: گرسنه ام ، سكوت می خورم. بنده هم در پاسخ به این سوال به شدت گرسنه ام اما ترجیح می دهم سكوت كنم.   و حرف آخر ...... هر اثری كه خلق می شود خود به تنهایی عملی شاهكارانه است. باید دید هر اثر چه مفهومی را دربردارد. چرا قرن هاست  از "هملت" به عنوان شاهكار شكسپیر نام می برند؟ آیا شما از خواندن آثارو یا نمایشنامه های دیگر لذت نبرده اید و برایتان مفهومی تر نبوده است؟ و آیا در آن لحظه احساس نكرده اید كه این نویسنده عجب شاهكاری خلق كرده؟ همین كلمه شاهكار ادبی است كه مترجمان را به بیراهه می كشاند و آنها را به تب و تاب می اندازد كه فقط دست روی ترجمه از نویسنگان و آثاری خاص بگذارند. در حالیكه میلیونها آثار شاهكار دیگر باقی مانده است كه ترجمه نشده اند فقط و فقط به این دلیل كه مهر شاهكار ادبی بر روی این آثار زده نشده است. توصیه بنده به همه دوستان جوان و مترجم این است كه بیایید به جای آنكه در پی كسب نام از طریق ترجمه آثار برگزیده و برنده جایزه های ادبی باشیم ، یك نویسنده و شاعر جدید را از دل ادبیات خاك خورده بیرون بیاوریم و به جهان معرفی كنیم . باور كنید آنهایی هم كه جایزه نوبل و پولیتزر و غیره و غیره نبرده اند حرفی برای گفتن دارند. حال كه ترجمه در کشور های فارسی زبان  سیری صعودی داشته است پس چه بهتر كه ما مترجمان در ارتقاء سطح آگاهی و دانش ادبی كشورمان تلاش كنیم  



منبع(source): لینکدین


  • آخرین ویرایش:سه شنبه 29 آبان 1397
نظرات()   
   
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر